در تو صیادی است با آب و دانه
و هزار چاقوی تيز !
و در من حماقتی گنجشک وار
که آسوده ام می کشاند
بر بام تو . . .
بادی غمگینم
شاخه را تکان میدهم
و تو را میبینم که در سبد دیگران میافتی !
خوآستمــ بگویمــ کیستمدیدمـــ نگفتـن بهتــر استآنکس که بـآ مـن نمیمـانـدهمآن بهتر که نشنآسد مـرآ آنکس که میمـــآندخـود خوآهـد شنآختــــ مــرآ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیا مُنَفِّسَ الغُموم♡ای گشایشگر دلتنگی هاثبت متنهای دوست داشتنی❤
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN