اگر چه دلتنگی حقیقت نباشد ، اما باشد ...

دوستت دارم مال کیست؟

آنکس که میگوید!

یا آنکس که میشنود!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |

تــمــام حجم قــفــس را شــنــاخــتــیــم بــس اســتــ

بــیــا بــه تــجــربــه در آســمــان پــری بــزنــیــمــ !

 اگــر چــه نــیــت خــوبــی ســت زیــســتــن امــا

بــیــا کــه دســت بــه تــصــمــیــم بــهــتــری بــزنــیــم !

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |

چــرا مــا در ایــن خــیــابــان پــرســه زدیــمــ؟

مــا کــه پــایــان ایــن خــیــابــان را مــیــدانــســتــیــم!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
دیدی که گشودی دَر و من پَر نگشودم؟!

 

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
‏کلوخه‌ی غم را باید به آب دهان خیس کرد

و به زبان هی چرخاند و چرخاند

و بعد فرو داد ؛گفتن ندارد !

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
آنکه در خلوت خانه خود نمیتواند بگرید

از همه غم انگیز تر است ...

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
کسی بیاید ما را دعوت کند به رفتن

به رفتن از تمام کسانی که رفته اند

و ما هنوز درون آنها مانده ایم !

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
من ماهی خسته از آبم!

تن میدهم به علامت سوال بزرگی ¿

که در دهانم گیر کرده است

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
چه انتظار عجیبی نشسته در دل ما

همیشه منتظریم و کسی نمی آید

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
 هر کس به وقت غمش به ما تکیه میزند

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق

همیشه رفتن و رفتن ،ز آمدن چه خبر؟!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
باد تنهاست

و هرچه را بیشتر میخواهد

بیشتر از خود دور میکند !

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
چقدر خاطره ناتمام دارم من

که اسم تک تکشان

حکمت است و

تقدیر است ...

 

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |
 

گیریم خنجرِ حرفِ تو بر پهلوی باورها نشست

نوش دارویی

شرابی 

شیونی

شعری به کارش می‌کنیم

دل که چرکین شد چه کارش می‌کنیم؟

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |

آن که دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد!

حتی حق آن را دارد که دیگر دوستمان نداشته باشد ...

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |

تنهام چون که آدم قبل از خلقت حوا ...

تنهام چون شیطان که بعد از خلقت آدم ...

 

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم طــهـورآ |